خیلی منتظر بودم واسه دیدن یه دوست که تموم خستگیم از غم دوری اوست شب ها منتظر بودم تو تراس انتظار میخوندم عزیز من منو خاطرت بیار منتظر شدم ولی .دوست من پیدا نشد شب نرفت از تو تراسغم زدل جدا نشد ظرف دلتنگی من پر از بهونه هامیاد دوست مهربون می چکه رو گونه هام دل بارونی من پرشده ه خاطرات ...
ما را در سایت خاطرات دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 4
تاريخ: چهارشنبه
16 اسفند
1396 ساعت: 12:21